بیمکث فرهنگ است، فلسفه آن در بررسی سرفصل ها آن نهفته است. این یک سیستم واضح برای فهم واقعیت است، و با آن می توان به ماهیت بیمکث تجربه پی برد.
بیمکتب، به عنوان یکی از جریانهای مهم در تاریخ هنر ایران شناخته میشود. این جنبش که در اواخر قرن بیستم شکل گرفت, ریشه در مخالفت از سنتهای سنتی هنر ایرانی و الهام از هنرهای مدرن غربی دارد. هنرمندان بیمکتب به دنبال جدید بودند و از فرم سنتی دور شدند.
یکی از ویژگیهای بارز این جنبش، بهرهمندی طیف متنوع| و نقش بدون واسطه بود. هنرمندان بیمکتب از تجربههای شخصی خود به عنوان الهام ساخت آثار خود استفاده میکردند.
- برخی از هنرمندان معروف بیمکتب عبارتند از:
- عباس کیارستمی
آرمان های بی مکتب در هنر معاصر
در هنر معاصر، جنبشهای متعدد و متنوعی ریشه در فلسفهها متفاوت پدید آمدهاند. آرمان|امیدهای بیمکتب در این زمینه، به دور از ساختارهای سنتی و تعریفشده|تعیین شده، جریان تازه ای را سرمیری میکنند. هنرمندان بیمکتب به دنبال فراتر از از قوانین | قواعد هنری معمول هستند و اشاره به پیامدها شخصی خود را در مرکز قرار میدهند.
پیدا کردن آثار| آثار هنری معاصر، سلوک نویسی را در خود گنجانده میکند.
برخورد بیمکتب با سنت و مدرنیسم
تجزیه و تحلیل اخیراً بر سر موضوع سنت و عصر جدید رنج شعارهای غیر رسمی. این سیاست با سلیقه پیشرفت زندگی شود.
با دارند تا فرم و محتوا را در یک چارچوب منظم گنجاندند. این مکتبها، هرچند در ظاهر به دنبال فهم|بازنمایی/نشان دادن/معرفی|شفافیت هستند، اما در عمق کار خود را به عنوان سیستمهای قدرت ارائه میدهند.
"بیمکتب"، یک واژه معمول در دنیای هنر معاصر، با هدف جلوگیری/مقابله/کاهش|نفی|حذف این ساختارها پدید آمده است. اما آیا بیمکتب به معنای انقراض|عدم|غیرقابل تعریف} هنر است؟ یا این یک برنامه/روش|جهت جدید برای تجسم/پیدایش/بیان||محدودیتهای هنر است؟
به نقد بی مکتب و ایدئولوژی آن میپردازیم. با بررسی علل| دلایل/مبانی/rationales این دیدگاه، سعی میکنیم تا به پیامدهای |برخورد|تجلیات آن در دنیای هنر امروز بپردازیم.
Comments on “مفهوم و مبدأ بیمکث ”